مدرنیسم و پست مدرنیسم

نقطه عزيمت مدرنيته؛ تعريف جديد از عقل

             قبل از شروع بحث تذكر يك نكته ضروري است و آن اين كه انگيزه ما از طرح اين بحث ايجاد يك اسكلت (Platform) براي آموزش در اين عرصه مي‌باشد زيرا با وجود چاپ كتاب‌هاي متعدد هنوز سردرگمي ‌خاصي در اين عرصه ديده مي‌شود و نظرات متفاوتي در اين زمينه وجود دارد؛ مرحوم شريعتي نقد اسكولاستيك را نقطه عطف مدرنيته مي‌داند كه داراي سه وجه است: 1- قياس ارسطو، 2- نظريه خلق الساعه بودن انسان، 3- هيئت بطلميوس.

            مدرنيسم به جاي قياس، استقرار را حاكم ساخت، به جاي بطلميوس گاليله و كپرنيك را و به جاي نظريه ”خلق الساعه“ نيز ”تكامل“ (Transformism) را جايگزين نمود. برخي ديگر نقطه عطف آن را دكارت يا كانت، انقلاب كبير فرانسه، انقلاب صنعتي انگليس يا انقلاب اكتبر مي‌دانند. برخي ديگر انقلاب اكتبر را همچون قيفي مي‌بينند كه انقلاب صنعتي انگلستان، انقلاب فلسفي آلمان و انقلاب كبير فرانسه را در آن ريختند و خروجي‌اش مدرنيته شد و اين منجر به دموكراسي نوين خلق گرديد. از نظر شما مدرنيسم از چه زماني شروع شد و نقطه عطف آن چه هنگام بود؟ عده‌اي از مدرنيست‌ها معتقدند كه در پسِ مدرنيته، عقلانيت يونان وجود دارد و ما بدون فهم عقلانيت يونان نمي‌توانيم مدرنيته را درك كرده و بومي ‌كنيم. نظر شما در اين خصوص چيست؟ پرسش ديگر در مورد بحث پايان مدرنيته است كه عده‌اي از پايان مدرنيته و آغاز پورسه‌اي جديد به نام پست مدرنيسم سخن مي‌گويند. بفرماييد تعريف پايان يك پروسه و آغاز پروسه ديگر چيست؟ آيا اين يك شالوده‌شكني است؟

ادامه نوشته

سیر تحول شهرسازی2

  

    ضرورت یک طرح توسعه خطی، فرانک لوید رایت را به پیشنهاد توزیع صنایع، محیطهای تجاری، مسکن وتاسیسات عمومی کشاند، که اراضی کشاورزی را درطول شبکه های راه آهن وبزرگراهها مستقر می سازد. واحدی را که لویدرایت را جهت طرح خود برگزیده است، برمبنای حداقل 4000 متر مربع (یک ایکر) اززمین درمقابل هرخانوار ودررابطه با واحدهای خود یاراست. اگرچه تاسیسات واحدهای مختلف خودیار( همسایگی) نیزمورد بررسی قرار گرفته ودرنظرگرفته شده اند.
   دراین طرح، کلیه تسهیلات شهری ازفضاهای ورزشی، هتل، مسافرخانه، صنایع وپارکینگ گرفته تا مراکز تجاری، آموزشی ، اداری ، وتفریحی پیش بینی گردیده اند مساحت محدوده طرح لوید رایت ، دومایل مربع می باشد. لویدرایت پیشنهاد می کند که تمام فعالیت ها به طوریکنواخت درهمه نقاط شهر پراکنده شوند . ولی این طرح درصورتی قابل اجرااست که زمان وهزینه سفر به حداقل کاهش یابد.

   با توجه به عصرماشین ودرنظرگرفتن نیازهای جوامع شهری دردوران پس از انقلاب صنعتی ، ((لوکوربوزیه)) طرحی را دررابطه با ساخت شهرها درسال 1922 ارائه داد.درطرح لوکوربوزیه، بخش مرکزی شهرپاسخگوی مناسبی جهت تراکم ترافیک شهر بشمار می رود وجابجایی مردم را میسر می سازد که درآن فضای سبز وفضای باز به اندازه کافی است. وی طرح خود را برای یک شهر پرجمعیت ارائه داده است.جمعیتی که یا درشهر زندگی کرده ودرهمان جا کار می کنند ویا ساکنین حومه ها بوده که دربیرون شهر کار می کنند وبالاخره کسانی که درشهر کار کرده ولی بیرون شهرها زندگی می کنند.
   شهر یک مرکز تجاری محسوب می شود وبایستی نقشهای خود را درفضای فشرده ومتراکم ایفا کند. دراین طرح به سبب نیاز فراوان به هوای تازه ،فضای بازبه میزان کافی تعبیه شده وتوسعه عمودی شهر نیز درقسمتی ازآن دارای اهمیت خاصی است.


درطرح لوکوربوزیه با توجه به سیستم ترافیک سه نوع راه دیده می شود:
   راههای مخصوص تمرکز ترافیک سنگین وپخش کالا
   شبکه ای از خیابانهای اصلی
   پلهای محکم
دراین طرح یک سیستم خط آهن نیز جهت شهر درنظرگرفته شده وهمه خطوط آهن نیز به ایستگاه مرکزی درقلب شهر منتهی می شود. دراطراف ایستگاه دریک پارک بزرگ، ساختمانهای اداری چند طبقه قرارگرفته است وفروشگاهها ومغازه ها نیزدرهمین محل فعالیت دارند.درمجاورت این منطقه ساختمانهای عمومی وادارات دولتی قراردارند .پس از آن پارک دیگری استقرار می یابد که جهت توسعه های بعدی مرکز شهر درنظرگرفته شده است ،و بیشتر به صورت مساکن چند طبقه است . منطقه صنعتی شهر وایستگاه کالاها بوسیله فضاهای سبز وزمینهای باز ازشهر جدا می شوند.

   درطرح لوکوربوزیه، تراکم جمعیت درقسمتهای مسکونی 3000 نفر درهکتار درنظرگرفته شده که فقط 5% ازسطح کل زمین ناحیه ای را که درمیان فضای باز طراحی شده، اشغال می نماید. آپارتمانهای مسکونی 8 طبقه نیز، با تراکم 300 نفر درهکتار درنظرگرفته شده اند.
1- ساخت دوایر متحد المرکز(نظریه ارنست برگس)
این طرح به عنوان نظریه ای متحد المرکزی شناخته شده است.الگوی ساخت شهر براین اصل استواراست که توسعه شهرازناحیه مرکزی به طرف خارج شهرصورت گرفته وتعدادی مناطق متحدالمرکز را تشکیل می دهد. این مناطق، با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده وبه وسیله منطقه درحال تحول احاطه می شود، که خوددرحال تبدیل به ادارات وصنایع سبک بوده ویا به واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند. این قسمت، ناحیه ای است که مهاجرین شهربه طرف آن جلب می گردند. وبه نوبه خود یا مسکن کارگران است یا محل بعضی ازساختمانهای قدیمی شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان دربیرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان ،احتمالاً بصورت اراضی باز است. اما دهکده هایی که درداخل آن وجوددارد، اغلب خصوصیات خود را تبدیل به سکونتگاههای خوابگاهی می نمایند.


2- ساخت قطاعی شهر: (نظریه همرهویت)
درتوجیه نظریه ((ساخت قطاعی شهر)) باید گفت که : چنین توسعه ای را نمی توان مغایر با نظریه دوایرمتحدالمرکز دانست. بلکه،تغییروتعدیلی درجهات مختلف این نظریه است.برخلاف نظریه دوایرمتحدالمرکز درنظریه ساخت قطاعی شهر، شهرها نمی توانند برای همیشه حالت دایره ای شکل بودن مناطق داخلی خودرا حفظ کنند. بلکه،حالت قطاعی بیش ازدایره ای زمینه مساعدی را جهت توسعه به دست می آورد. دراین نظریه عامل اجاره خانه می تواند به عنوان راهنما ،مطالعه شهررا عملی سازد. ساخت مهمترین اصول تشکیل دهنده نظریه قطاعی شهرها را ،می توان به شرح زیر مورد مطالعه قرارداد:
نخست آنکه منطقه واحدهای مسکونی گران قیمت ازکانون اصلی خود درطول خطوط شبکه رفت وآمد شروع به توسعه می کند؛ وچنین واحدهایی، به طرف زمینهای دور ازخطر سیلاب وعوامل آلوده کننده محیط زیست ، قرارگرفته است.
واحدهای مسکونی با اجاره بهای بیشتر، به سوی فضاهای باز ودور ازمحدودیتهای نامساعد طبیعی قراردارد وجابجایی ساختمانهای اداری وتجاری، توسعه واحدهای مسکونی گران قیمت را درجهت عمومی عملی می سازند.
آپارتمانهای لوکس اجاره ای ، درمجاورت بخشهای تجاری ومنطقه مسکونی قدیمی شهر، به وجود می آیند ، واین درحالی است که واحدهای خود یارگران قیمت شهر، به طور اتفاقی وبی هدف ونامنظم جابجا نمی شوند. بلکه، چنین مناطقی یک یا چند قطعه زمین معین را جهت توسعه انتخاب می کنند. مناطق صنعتی شهر نیز، درطول خطوط راه آهن وراهها ودردسترس منابع آب به وجود می آیند وبصورت زنجیره ای توسعه پیدا می کنند.ازطرف دیگر، تمایل به توسعه مثلثی شکل درمناطق داخلی شهرها ، بیش ازحالت دایره ای می باشد.
درساخت قطاعی شهر، راههای شعاعی ازمرکزشهر به اطراف کشیده می شود وعامل دسترسی به این راهها ویادآوری ازآنها، قیمت زمینهای شهری را درمناطق مختلف شهر تعیین می کند...

رادبرن طرح سازمان عمومی
   هنری رایت وکلرنس اشتاین درطرحشان برای یکی ازنواحی حومه ای رادبرن درنیوجرسی ،پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان نمودند. اساس نظریه آنها ایده بلوکهای بزرگ مسکونی است که برمبنای جدایی ترافیک پیاده وسواره قراردارد.
   در طرح رادبرن ، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که دراطراف آنها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده وپارکها مرتبط می گردند، قرارگرفته است. مدرسه وفروشگاهها تماماً درقسمتهای ورودی این واحدهای بزرگ قرارخواهند گرفت. بلوکهای بزرگ به مفهوم یک ایده منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت وآمدی است که اماکن مسکونی را ازراههای اصلی بدور نگه میدارد.
   درطرح رادبرن، پارک درمرکز بلوکهای بزرگ به عنوان برترین نقطه محله درنظرگرفته شده است. راههای موتوری نیز، به طرف خانه هایست که درسمت راست آنها پارکها قرارداده شده اند.

   مطالعات انجام شده نشان می دهد که یک شبکه راه بن بست،رادبرن را تحت کاربرد خود قرارداده است . چنین خصوصیاتی ممکن است به دلایل زیر محدود گردد:

   راههای بن بست کوتاه فقط به عنوان یک خط سرویس دهنده عمل می کنند.

   این راهها ، جهات حرکت وسایل نقلیه را به طرف خانه هاوگاراژها ، مراودات مجاز وسایرسرویسها می کشاند.

   این راهها، همچنین برای بسیاری ازپارکینگ ها وراههای عبورپیاده به نحوی قرار گرفته اند که هرکوچه بن بست را به عنوان یک محیط صرفاً پیاده سرویس می دهند.

   درچنین شرایطی ، خانه ها دراطراف راههای بن بست قرارداده شده اند. اطاقهای نشیمن وبسیاری ازاطاقهای خواب این امکان را یافته اند که به فضاهای باز پشت واحدهای مسکونی باز شوند وآشپزخانه ها ، همه دریک خط قرار داشته باشند.

   واحدهای مسکونی به اندازه بسیارکمی به انتهای خیابانها ومحیطهای عبوری اطراف دید دارند وبه عنوان یک گروه، آنها فقط یک دیسیپلین مختصر معماری را نمایش می دهند. محوطه سازی برنامه ریزی شده است. عناصرمختلف واحدهای مسکونی که بسیار مهم اند تشریح شده اند .سایرعناصرواحد، به نحو ویژه ای درکاربرد مواد ومصالح ساختمانی است که تا خط سقف ادامه می یابند، همچنین، خانه های متصل دارای گاراژهای مشترک اند.

  هدف ازایجاد طرح رادبرن، ایجاد باغ شهرهایی درجوامع متروپلیتن (مادرشهر) بوده است. طرح رادبرن برای جمعیتی حدود 25000 نفر درسه واحد خودیار درنظرگرفته شده ومحدوده هرواحد ازمرکز دبستان تا شعاع 800 متر می باشد. درطرح رادبرن، سعی شده است که مردم به طبیعت نزدیک ترشوند وآسایش وآرامش بیشتری جهت ساکنین تأمین گردد.دراین طرح نیز، فضای سبزاهمیت زیادی دارد وهدف آن تشکیل یک جامعه شهری سالم است .جهت تامین سلامت بچه ها وجلوگیری ازحوادث ناگوار، پیاده روهای ویژه ای ساخته می شود که دورازمسیر ماشین هاست.
مشخصات کلی برای زندگی جمعیت ساکن دراین محله مسکونی به قرارزیرند:

محدوده مدرسه ابتدایی وپارکهای جنبی آن حدود نیم مایل وبصورت پیاده است.

خیابانهای اصلی دراطراف واحد همسایگی ایجاد شده وآنرا دور می زند.

بخشهای جداگانه مسکونی وغیرمسکونی درداخل بوجود می آید .

جمعیت به اندازه ای گسترده باشد که خدمات مدرسه ابتدائی را تامین سازد. (معمولا 1000 تا5000 نفر)

بعضی ازفروشگاهها وخدمات محله ای درنقاط مختلف محله بوجود آید .

   مدرسه ابتدایی برای محله ای است که شعاع عملکرد آن حدود 2/1 مایل بوده وتمام ساکنین محله را پوشش خواهد داد. یک مرکز کوچک خرید نیز برای نیازمندیهای روزانه که درنزدیکی مدرسه ایجاد می شود ضروری خواهد بود.

   غالب خیابانهای نواحی مسکونی بهتراست به صورت بن بست با انتهای بسته وراههایی که به سوی ترافیک بسته اند به وجود آیند وفضای سبز به تبعیت ازواحدهای همسایگی وبراساس طرح((رادبرن)) بوجود آیند (توضیح درمورد طرح رادبرن خواهد آمد).

   یک گروه متشکل از سه واحد همسایگی بوسیله یک دبیرستان ویک یا دو مرکزتجاری وفضایی که بوسیله عبور پیاده بوجود آید، بین مراکز مسکونی واین تاسیسات حائل شده وفاصله آن حداکثر تااین مرکز یک مایل باشد
   تونی گارنیه فرانسوی ، درزمانی که هاوارد طرح باغ شهر خود را ترویج می کرد وفرانک لوید رایت، نخستین خانه های خود را دراطراف شیکاگو می ساخت ، به ابتکار شخصی خود طرح یک شهر کامل را برای سکونت 35000 نفر ارائه داد وآن را شهر صنعتی نامید .
   دراین طرح،گارنیه نه تنها به ترسیم خیابانها وبناهای اصلی شهر پرداخت، بلکه به تفصیل تمام جزئیات آن وحتی نقشه بسیاری ازبناها را مشخص نمود. طرح گارنیه به سال 1901 ونقشه های مفصل آن به سال 1904 به معرض تماشا گذاشته شد ودرسال 1917 نظریات وی درمعدود جزوه هایی منتشر شد . گارنیه درطرح خود برای اجزاء شهر ، خانه ها، مدارس، ایستگاههای راه آهن ، بیمارستانها ونظایر آن ، نقشه هایی پیشنهاد نمود وتوجه به اجزاء شهر فکر وی را برخلاف بسیاری ازمعاصرانش ازنقشه کلی شهر منحرف نکرد وطرح کلی اوبرای تمامی شهر، قدمی بلند درپیشرفت شهرسازی بود.درکوی صنعتی پیشنهاد وی ،عوامل مختلط شهر، محل کار،محل سکونت، تفریحگاهها وغیره، کاملاً ازیکدیگر جدا هستند، وکمربندی سبز،قسمت صنعتی شهررا ازقسمت اصلی آن جدا می سازد. ساختمان بیمارستان وبخش پزشکی شهر،دردامنه تپه های روبه جنوب پیش بینی شده است. قسمت اصلی شهر، نوار مانند ادامه می یابد ودرمیان آن قسمتهای ابنیه عمومی ، دبیرستان واستادیوم ورزشی بنا می گردد . زمینهای ورزشی مستقیماً به فضای آزاد مجاور خود راه می یابند که هم بسط آنها درآینده آسان باشد وهم چشم انداز بارز زیبایی داشته باشند.
   درطرح گارنیه خطوط راه آهن درداخل شهر درزیرزمین کشیده می شدند ، تا به ایستگاه مرکزی شهر برسند ، خانه ها درمیان پارک بنا می شدند، وخیابان اصلی دورازمحلات مسکونی قرارمی گرفت. زمینها نیزبه ابعاد 150*30 متر تقسیم گردیده بود تا خانه ها ازنظر دریافت نور درجهت مناسب قرارگیرند. درطرح گارنیه ، برای شهر صنعتی حتی جاده ای برای مسابقات اتومبیلرانی وآزمایش موتورهای هواپیما پیش بینی شده بود. وبدین ترتیب بودکه شهر صنعتی، راهی فراپای بسیاری ازکسانی گذاشت که درپیشرفت شهرسازی معاصر موثر بوده اند درحقیقت، شهر صنعتی بذر شهرسازی معاصر را واجدبود.
   پتریک گدس ، اجتماعات انسانی را به دیده زیست شناسی دید که به مطالعه تمام پدیده های زندگی توجه دارد. این محقق در سال 1915، برای اولین بار شهرهای بزرگ دنیا را مورد مطالعه قرارداد و درکتاب تحقیقی خود به نام ((تکامل تدریجی شهرها )) ، ازمسائل ، مشکلات وآینده آنها سخن گفت . پاتریک گدس یکی ازپیشروان ناحیه بندیهای علمی وبرنامه ریزیهای ناحیه ای است که عنوان شبکه بزرگ شهری را بکاربرد. درکتاب (( تکامل تدریجی شهرها)) تصویر مشهوری را می توان دید موسوم به(( نمایشگاهی ازشهرها)) که درآن گدس رشد طبیعی شهرها را مورد مطالعه قرارداده وتصویرکرده است . ازاین تصویر، اساس نظریات وی آشکار می گردد. به نظر گدس شهر ازمحیط طبیعی که درآن به وجود آمده جدایی ناپذیر است وتنها وقتی می توان به ساختمان آن پی برد که وضعیت طبیعی وآب وهوایی آن مورد مطالعه قرار گیرد، پایه های اقتصادی آن شناخته می شود وریشه های تاریخی آن معلوم گردد.

   به نظر گدس، نقشه شهرها صرفاً خطوط منحنی وراستی نیست که جای فلان رودخانه یا بهمان کوه را معلوم دارد. بلکه نوعی خط هیروگلیف است ودرحقیقت نموداری ازخطی است که بشر با آن تاریخ تمدن را نوشته است . هرقدر درک این خط مشکل تر باشد، وقتی رموز آن کشف شد، ثمره آن بیشتر است.

   لوئیس مامفورد متخصص وکارشناس شهرهای متروپلیتن که خودرا شاگرد مکتب گدس میداند وبی تردید دربسط افکار وی سهمی بسزا دارد ، درکتاب خودبسیاری ازافکار گدس را نقل کرده است . ازاین کتاب به خوبی برمی آید که گدس جامعه شناسی را زاده زیست شناسی می داند ورشد شهرها رابر اساس این فکر توضیح می دهد.

   گدس که اصلاً اسکاتلندی بود، سالها درهندوستان زندگی کرد وبا واقعیت به شهرسازی اشغال داشت. وی با آنکه به مظاهر زندگی طبیعی علاقه داشت، ازدیده ای جهان بین برخوردار بود و واجد شخصیتی بود که تنها پس ازمرگ وی شناخته شد.
   دراواخر قرن نوزدهم ، ازجمله راه حلهایی که برای بسیاری ازمسائل سکونت درشهر پیشنهاد شد، فکر ایجاد شهرهای باغ مانند بود . اساس این فکر براین اصل قرار داشت که مالکیت زمین های بایر، به شهر تعلق گیرد وعواید حاصل ازافزایش قیمت زمین ، ازآن شهر باشد تا گسترش شهر دستخوش سودجویی زمین خواران نشود.
   فکرایجاد شهرهای باغ مانند که ازجانب ابنزرها وارد انگلیسی پیشنهاد شد ، با شکلی که این فکر عملاً به خود گرفت، متفاوت است . هاوارد نظریه خودرا درکتاب (( فردا،راهی مسالمت آمیز برای رفرمی حقیقی)) درسال 1898 منتشر کرد. با توجه به عنوان کتاب ، پیشنهاد هاوارد اقدام به امری بزرگ بود، یعنی رهایی ازجنبه های مضر انقلاب صنعتی واز میان بردن محلات فقیرنشین وپرجمعیت که زاییده بسط لجام گسیخته صنعت بود. تمام این امورمی بایست طوری صورت گیرد که دشمنی هیچ دسته ای حتی مالکین را مطرح نسازد. وی می خواست ثروت عمومی را با تغییر کامل ارزش املاک اعتلاء دهد ودراین امر حتی منتظر نشد تا حزبی که با نظریات وی موافق است قدرت را دردست گیرد. دراین کتاب، هاوارد پیشنهاد کرد کارخانه ها به نواحی دست نخورده روستایی منتقل شوند ومردم برای کار وزندگی به این نقاط مهاجرت کنند. این همان موضوعی است که درکتاب فرانک لوید رایت نیز مطرح شده است .
   هاوارد در طرح شهرهای باغ مانند خود، شهر را به صورت چنددایره متحد المرکز تصویرکرد. بناهای عمومی شهر درمرکز این دوایر در دور میدانی قرار می گرفتند.بین دایره میانی ودایره بیرونی ،خیابان اصلی شهر به عرض 135 متر قرارمی گرفت که واجد چمن ودرختانی به عنوان سایه بان بود .خود دایره بیرونی ، نواحی زراعی شهر را به وجود می آورد ، وقسمتی نیز برای کارگاهها وکارخانه ها پیش بینی شده بود. درپارکی مدور درمیان شهر، بناهای عمومی بزرگ ساخته می شدند وتالاری نیزبرای کنسرت ، سخنرانی، تأتر ، کتابخانه وغیره که برای هریک محوطه ای نسبتاً بزرگ تعلق می گرفت ، اختصاص یافته بود.
   دوراین پارک را ایوانی احاطه می کرد که دردو جانب آن طاقهایی ساخته می شدند . طاقها به پنجره های بزرگ شیشه ای مسدود شده وپنجره ها روبه گلخانه ای باز می شد ویا پناهگاهی بود که مردم را ازبدی هوا مصون دارد. به نظر هاوارد، این طرح خلاصه وکلی ازشهر را بدست می داد ونقشه دقیق تری برای هر شهر باغ مانند، می بایستی بادرنظرگرفتن موقع ومحل شهر رسم می شد. خاطرنشان می نماید که اساس این طرح دردوره رنسانس نیز بوجود آمده بود وازآن پس به اشکال مختلف نیز، به منصه ظهور رسید.
   غالباً گفته شده است که شهرهای باغ مانندی که هاوارد پیشنهاد کرد، ازواقعیات بدوراست واگر هم ساخته شود چون کوچک است مسائل شهرنشینان امروزی را حل نمی کند. اما، هاوارد به خوبی به این موضوع پی برده بود که شهرهای پرجمعیت امروز عمر خود را کرده اند وشهرهای بزرگ آینده باید براساس جدید بنا شوند.
شهر پیشنهادی هاوارد دارای وسعتی حدود 2400 هکتار است که 6/1 آن به مسکن اختصاص می یابد وبقیه آن جهت فضاهای سبز، جنگل ، کشاورزی واستفاده ازموارد دیگر کنار گذاشته شده است . این بخش همواره دست نخورده باقی می ماند وبرای ایجاد فضای سبز پارکها وزمین های کشاورزی بکار گرفته می شود. هرگاه جمعیت شهر افزایش یابد،لازم است که درآن سوی فضاهای سبز، شهر تازه ای با همان فضاها وکمربندهای سبز به وجود می آید .
   هاوارد درطرح خود به صنعت وتجارت نیزتوجه دارد. مغازه ها بین مساکن به وجو می آیند. کارخانه ها درکنار شهر با راه آهن آن بخش معینی را به خود اختصاص می دهند.
   واحدهای مسکونی همگی ازمزایای چمن وباغ استفاده می نمایند که ازآنها به آسانی می توان به کارخانه ها ، مغازه ها، مدارس ، مراکز مذهبی وفضاهای باز شهری رسید.
   طرح هاوارد نشان می دهد که راهها بایستی قبلاً ساخته شوند . ولی درترکیب ساختمانها ومساکن، آزادی عمل صاحبان آنها بایستی رعایت گردد. یکی ازویژگیهای طرح هاوارد، تقسیمات فرعی شهر است که به اصطلاح منطقه بندی داخلی شهر به مفهوم (( خودیار)) آن بیشتر مورد توجه می باشد. یعنی هریک ازتقسیمات فرعی یا منطقه ای شهر، ازامکانات محدود یک شهر بهره مند می شود.
   هرچند که طرح هاوارد وارد زمینه ای بود درجهت حل ورفع مشکلات شهری اواخرقرن نوزدهم،ولی فکر شهرهای باغ مانندبا آنچه که عملاً صورت حقیقت به خود گرفت تفاوت داشت. پس ازگذشت نیم قرن، آنچه که به نام شهرهای باغ مانند ساخته می شد، محلات کوچکی بود دراطراف شهر که براساس سازمانهای تعاونی پایه گذاری شده بود. شهرهای باغ مانند، به ساختن خانه هایی کوچک با باغچه هایی دراطراف آن محدود شده بود تجربه آن را می توان به خوبی دراطراف شهر لندن که دراواخر دهه چهارم وپنجم قرن حاضر بوجود آمد، ملاحظه کرد. طرح هاوارد، به قول خود او، درحقیقت پیوندی بین شهر وروستا بود.
  

 اتو واگنر( 1918-1841) به نسلی تعلق داشت که سخت به صنعت خوشبین بود. وی نمی توانست تصور کند که روزگاری توسعه صنعتی برمشکلات شهرهای بزرگ دامن خواهد زد. واگنر عقایدخود را هنگامی ابراز داشت که تاثیرات عقاید زیته به منتهای خود رسیده بود و فکر ایجاد نواحی سرسبز وخرم درقسمتهای مسکونی شهر، یکی ازراههای رهایی از زشتی موجود دراین قسمتها به نظر می رسید. واگنر ازآغاز متوجه شد که این راه حل کافی نیست ومدتها بعد، واقعیات صحت نظر اورا ثابت کرد. بصیرت ونیروی فعال واگنر، که دربسیاری ازکارهای معماری او هویدا است، درعرصه شهرسازی انگار بنوعی فلج دچارمی شود. به عنوان مثال، ازنقشه کاملی که واگنر برای محله ای مسکونی دروین به منظور پیش گیری ازرشد آشفته این محلات مطرح کرد، یاد می نماییم . دراین طرح، واگنر فضایی باز ونسبتاً وسیع را درمرکز محله پیش بینی نموده بود که خود آن را ((مرکزتنفس)) محله می نامید. اما، طرح به اندازه ای تقلیدی وبدون تحرک است که عدم تحرک آن ازنقشه پاریس توسط هاسمان به مراتب بیشتر است. دراین طرح، آپارتمانهای مسکونی پنج طبقه که ساختن آنها درتمام شهرهای بزرگ اروپا درآن زمان معمول بود، تکرار می شود. شاید، واگنر نمی توانست طرح تازه ای برای این محلات تهیه کند. اما، چه ازطرح واگنر وچه ازطرح سایر شهرسازان قرن نوزدهم ، چنین گمان می رود که شاید تمام امکانات شهرسازی آزمایش شده اند و هیچ راه تازه ای وجود نداشته است. درحقیقت، قدرت سامان دادن به شهر با توجه به مسائل موجود، ازمیان رفته بود.
   واگنر ازجمله اولین کسانی بود که دریافت شهر مدرن باید براساس احتیاجات ساکنین آن طرح شود. احتیاجاتی که برحسب انواع مختلف مردم تفاوت دارد. توجه اصلی واگنر، معطوف به ایجاد محیطی سالم برای طبقات متوسط مردم بود ومی دانست برای سکونت همین طبقات نیز، احتیاجات مختلف طرحهای متفاوت را ایجاب می کند. واگنر خواستارشد نواحی شهر(( مالکیت عمومی )) یابند تا قیمت زمین دستخوش سودجویی زمین بازان قرار نگیرد ونظارت برگسترش شهر میسر باشد . واگنر معتقد بود ، گسترش شهر مانند گذشته نمی تواند کورکورانه صورت گیرد ومعماری مغلوب سودجویی (زمین خواران ) شود. 

آرمان شهر گرایان

نظریه:

1-کلاسیک

2-جدید



نظریات کلاسیک:



نظریه دش شهری



قرون وسطا



اسلام



یونان باستان



يونان باستان

۱-قرار گرفتن شهر در قلب نظام یونانیان.

2-قرار گرفتن اینده شهر و سازمان ان در مرکز تفکر یونانی ها

3-حرکت مهاجرتی برای تشکیل شهرهای مهاجر نشین که انها را گاه شهرهای نوبنیاد نامیده اند و ازقرن 9 میلادی شروع و تا پایان دوره ی کلاسیک ادامه یافت.

4-الگو برداری شهرهای نوبنیاد از مادر شهرهای موجود در یونان (شهر دختر)
بیشتر نظریه های بیان شده در مورد شهر در قالب اندیشه و نظر درباره ی سیاست و حکومت عنوان شده است.زیرا از ابتدا تا امروز،شهر و حوزه ی سیاسی بر یکدیگر همپوشانی داشته اند
افلاطون
ارائه نظریه ها در دو کتاب با نام ((جمهوری و قوانین))

به نظر وی وجود و یا نبود تجانس در میان مردم شهرباعث به وجود امدن دو شرایط گوناگون در شهر می شود:

1-وجود تجانس باعث می شود که:

-مردم شهر از وحدت بیشتری برخوردار باشند.

-تنش میان انها کمتر باشد.

-اما اطاعت انها از فرمانده شهر کمتر است.

2-عدم تجانس باعث می شود که:

-تنش میان مردم زیاد شود

-بالا رفتن میزان اطاعت از فرمانده شهر

الگوی شهری افلاطون:

تقسیم شدن زمینبه 5ناحیه و 5040قطعه که با عدد ارمانی میزان شهروندان برابر است.

جمعیت شهر باید در حدود 20 تا 30 هزار نفر بماند.

ممنوعیت تملک زر و سیم و اشتغال به هرگونه کسب وپیشه ای که اساس ان دادو ستد است.

ممنوعیت بهره ی پول و عدم رسیدگی دادگاه ها به دعاوی دانیان بر مدیونان

شهر افلاطون یک شهر ارمانی و کاملا سیاسی است و طبعا راهبردهایشهری او عموما سیاسی محسوب می شود.



ارسطو

یکی از سر سخت ترین منتقدان شهر ارمانی افلاطون است.

-شهر از نظر او یکی از تجمع ها یعنی چیزی همچون یک خانواده و روستا یا -ترکیبی از خانواده های همجوار است که برای دفاع گرد هم امده اند.

-از نظر او متفاوت بودن شهر از نظر تجمع با دیگر شهر ها،وجود استقلال اقتصادی است.

-هدف شهر از نظر او رسیدن به زندگی سعادتمند است.

-دولت کمال مطلوب ارسطو نظامی است معتدل که از نظر هرگونه افراط پرهیز کندو همه ی تضاد ها را تعدیل کند.((حکومت طبقه متوسط))

-شهر او مانند شهر افلاطون سیاسی است که در ان مهم ترین عنصر شهروندان است.اصول شهروندی را با اقامت فیزیکی در قلمرو یک حکومت یکی

نمی داند زیرا بیگانگان و بندگان درنیز مقیم انجا هستند.بلکه انچه می تواند به مثابه شهروندی تلی شود شرکت در تصمیم های دولت و صلاحیت اعمال حاکمیت دولت است



اسلام

پديد امدن در ميان اعرابي كه باديه نشين بودند و تنها از يك نظام بسيار ابتدايي قبيله اي برخوردار بودند.

-شهرهاي عرب در اغاز اسلام اردوگاه هايي بزرگ به حساب مي امدند كه گاه همچون مكه به دلايل مناسكي ساختارهاي ابتدايي يك شهر را پيدا مي كردند.

-در تمدن اسلام عنصر ايراني چه در قالب ساختارهاي سياسي دولت ساساني و چه در قالب انديشه ها و باورهاي اسلامي جايگاه اصلي و تعيين كننده اي داشت.

-دوگرايش اصلي در بين انديشمندان و نظريه پردازان اسلامي كلاسيك قابل مشاهده اشت:

1-تداوم انديشه ارسطويي در چهار چوب انديشه ي متفكراني همچون فارابي،ابن سينا و ابن رشد.

2-در قالب انديشه پويا و بنيان گذار جامعه شناختي –انسان شناختي و تاريخي

ابن خلدون



فارابي

فلسفه ي فارابي به شدت تحت تاثير فلسفه ي يوناني و ارسطو بوده است.

-فارابي در تلاش براي تلفيق نظريه هاي ارسطو و يونان با اعتقادات و ارزشهاي اسلامي بوده است.

-داشتن ديدگاهي اندام گرا براي شهر.((بعد ها در نظريه ابن خلدون جلوه پيدا

مي كند)).وي شهر را به جسم ادمي تشبيه مي كند كه بايد كامل ،خوش تركيب و با توزيع مناسب و درست كاركرد ها باشد.

-اعتقاد به وجود سلسله مراتب در شهر

-ديدگاه فارابي كاملا كاركردي است.چنان كه مي گويد :اعضاي هر شهر را بر حسب فطرت هاي گوناگون كه دارند بهر كاري ساخته اند.. اين اجزا كاملا مانند بدن به هم متصل اند وبعضي بر بعضي ديگر مقدم اند. ويا بر بعضي ديگر موخر.

مدينه فاضله فارابي در سعادت معنوي وروحي تعريف مي شود.

-مدينه فاضله فارابي بر خلاف يونانيان كه بر تجربه شهروندي تاكيد داشتند عمدتا ارايي نظري و حاصل تاملات فلسفي است. اين امر او را از انديشمندي چون ابن خلدون كاملا جدا مي كند در حالي كه تداوم اين سنت را مي توان در نزد ابن سينا و ابن رشد مشاهده كرد.



ابن خلدون

ابن خلدو ن دولت ها را نوعي تجمع هاي شهري يا مجموعه هايي از شهرهايي متعدد مي داند،بران است كه كه اين دولت ها همچون انسان ها داراي عمر طبيعي هستند كه به 3 دوره مي رسد.

-او اعتقاد دارد كه اجتماعي شدن يك ضرورت است تا انسان بتواند دست به تقسيم كار اجتماعي بزند و حيات خود را تضمين كند.

-به باور ابن خلدون شهر سبب نوعي تجمل گرايي است كه در ميان باديه نشينان موجود نبوده است.از نظر ابن خلدون غايت عمران و اجتماع عبارت است از حضارت و تجمل خواهي.پس هر گاه اجتماع به غايت برسد به فساد مي رسد.

-علائم پايان شهرها از نظر ابن خلدون:

1-افزايش و گسترش بي بندو باري 2-افزايش ظلم و واكنش هاي شورشي نسبت به ان و مصيبتهاي همچون قحطي،الودگي اب و خاك و هواكه ناشي از زوال سازمان يافتگي شهري است مشاهده كرد.



قرون وسطی

در اين دوران انديشه ي كليسايي بر اروپا حاكم شده است.در اين دوران كاملا از هر گونه ماترياليسم شهري دور هستيم و تصوير انديشه هاي قرون وسطايي همچون شهرهاي قرون وسطايي نوعي سادگي و رياضت كشي را با نوعي تاكيد بر حيات اسماني و خدايي تركيب مي كند.

اگوستين قديس

-در نظر او شهر معادلي بود براي ((سلطه))و ((دولت))

-او دو شهر را در مقابل يكديگر قرار مي داد:شهر دولت((زميني)) و شهر خدايي

-شهر خدايي متشكل از مومناني بود كه خود را از لذات دنيوي محروم مي كنند تا به سعادت اخروي ومعنوي دست يابند.



تامس مور

ريشه هاي انديشه ي مور در افلاطون و كتاب جمهوري او است.

-با ارائه ((اتوپيا))،((ناكجا اباد))،مرحله ي جديدي از نقد اجتماعي در تاريخ انديشه ي غرب را پايه گذاري كرد.

-ارمان شهر مور در واقع نقد سرسختانه اي بود نسبت به جامعه ي انگلستان در اغاز قرن16 ميلادي.

-ارمان شهر مورتوصيفي بود كه در ان جامعه اي عادلانه و انساني تر در مقابل جامعه انگلستان معاصر قرار گرفت.

-سازمان اجتماعي در شهر مور بر پايه گروهي از نهادهاي مشترك مديريت زندگي انجام مي شد.

-حكومت ارمان شهر حكومتي دموكراتيك و فدراتيو زير رهبري يك شهريار است كه هدف اصلي خود را صلح،ارامش و رفاه مردمش مي داند.اما در صورت نياز به جنگ از يك قبيله از مزدوران استفاده مي كند.

-حكومت ارمان شهر بر قوانين اندك و روشن و دقيق تكيه مي كند.



توماس كامپانلا

فيلسوف روحاني ايتاليايي كه نويسنده ي كتاب معروف ارمان شهري با عنوان شهر افتاب است.

-شهر افتاب كامپانلا يك شهر ارماني و يك ((جمهوري فيلسولانه))است.اين شهر همچون ارمان شهرهاي ديگر موقعيتي جزيره اي دارد.((جزيره توپروبانا-

سيلان كنوني)).

-در ارمان شهر او براي نخستين بار مباحث مادي و فضايي شهر به صورت گسترده تري مطرح مي شوند.

-از لحاظ فيزيكي شهر با نماد عدد مقدس 7 مشخص شده است.شهر روي تپه اي بلند قرار گرفته است و 7 ديوار،هر يك در تعلق به يكي از 7 سياره ان را محصور كرده اند و به شدت از ان محافظت مي كنند.

-معبد شهر در مركز شهر قرار گرفته و نمادي اشكار از اتحاد و انطباق دين و سياست بر يكديگر است.

در ارمان شهر او مالكيت خصوصي از بين رفته است و فقط پول به كساني داده مي شود كه از شهر خارج شوند.

-مردم مي توانند ازادانه عقايد سياسي خود را بيان كنند.

-خصوصيت اصلي ارمان شهر كامپانلا در مادي بودن و در يك معني در كاربردي بودن ان دانست.

-بر خلاف بسياري ديگر از ارمان شهرگرايان،الگوي ارماني خود را صرفا نوعي خيال پردازي نقادانه به وضع موجود نمي داند بلكه در پي اجراي عملي ان نيز هست.



نظریه دش شهری

-قرن نوزدهم،ارمانگراهايي بزرگ و ارزوهاي زيبايي بود كه درواكنش به ژختي ها و رنجهاي حاصل از زايش جامعه صنعتي،تنها پناه لااقل ذهني به حساب مي امدند.اما قرن بيستم،قرن گذار اين ارمان ها از ذهنيت ها به واقعيت هاي اجتماعي و حكومت هاي سياسي بود.و اين گذار بر خلاف تصور و بسيار زودتر از انكه حتي بدبين ترين مخالفان ارمانگرايي ها تصور مي كردند،دچار توهم زدايي شد.

در پي شكست تمام ارمان شهرهاي گذشته و نتيجه ي بر عكس دادن انها نظريه هاي دش-شهري رواج يافت.يعني شهر و سلطه اي دور دست و تا اينده اي قابل پيش بيني براي انسانيت كه نه همچون ارمانگرايان،اينده اي زيبا و طلايي،بلكه اينده اي به مراتب تيره تر و هولناك تر بود.



الدوس هاكسلي

-خبرنگار و رمان نويس انگليسي،در كتاب خود،بهترين جهان ها،سال 2500 ميلادي را ترسيم مي كند.در اين زمان جهان به وسيله ي يك نظام اليگار شيك حكومت مي شود.توليد و مصرف به بالا ترين حد ممكن رسيده اند.علم به طور كامل در خدمت حكومت و باز توليد نظام طبقاتي و به شدت سلسله مراتبي جامعه درامده است.نه فقط علم با دستكاريهاي ‍‍‍‍ژنتيك نسل هاي متفاوتي از انسانها را براي رده هاي متفاوت سلسله مراتبي مي سازد،بلكه اين رده بندي ها با يك نظام اموزش تحقيق كننده از ابتداي كودكي در همه ي افراد دروني مي شوند.

-جامعه ي هاكسلي جامعه اي است تيره كه حماقت و الت دست بودن افراد در ان،انها را نسبت به خوشبخت بودن خودشان متقاعد مي كند.افراد اين جامعه تا سنين بسيار بالا عمر مي كنند و مرگ داوطلبانه و دل خوشي جاي مرگ طبيعي را در انها گرفته است.



ماركسيسم

فلسفه ي ماركسيستي با تاثير پذيري از تاريخ گرايي هگلي،مفهوم ((ماترياليسم تاريخي))را مطرح كرد.اين ديدگاه حاصل مطالعات ماركس و انگلس بر تحول و تاريخ جوامع اروپايي بود.شهر صنعتي براي ماركس و انگلس عرصه ي اساسي تبلور نظام سرمايه داري و ميدان اصلي نبرد براي پيروزي زحمتكشان صنعتي براي سرنگون كردن نظام سرمايه داري به حساب مي امد.به همين دليل تاكيد انگلس بر گستره ي فقر شهري و وضعيت نامطلوب طبقه ي كارگر را بايد در چهار جوب تمايل شديد ماركسيسم به سامان دادن به حركات انقلابي و پايان دادن به نظام بهره كشي سرمايه داري دانست.

-انها رويكرد سوسياليستي خود را ((علمي))مي ناميدند و بر ان بودند كه تنها با اين رويكرد مي توان به سوي تغيير اساسي در وضعيت مردم شهرها رفت.

-در واقع ماركس و انگلس براي پرداختن به مسئله شهر پيش از هر چيز بر جدايي و تضاد و شهر و روستا بر اساس يك تقسيم كار اجتماعي،انگشت

مي گذاشتند.از يك سو تقسيم كار صنعتي و از سوي ديگر تقسيم كار زراعي.از همين جا به جدايي شهر وروستا مي رسند.

-بنابراين تضاد به سلطه شهر بر روستا مي انجامد.به باور ماركس سرمايه داري خود را به مثابه يك شيوه معيشتي صنعتي و شهري متبلور مي سازد كه به همين دليل نيز بر روستا غلبه مي يابد كه تبلوري از شيوه هاي توليد پيشين است.

نظريات جديد



مكتب شيكاگو

مكتب شيكاگو رويكردي عمدتا محيط شناختي داشت و به همين دليل با نام ديگري يعني محيط شناسي شهري نيز شناخته مي شد.از نظر اين مكتب شهر در ان واحد هم يك نظام پيچيده از افراد و نهادهاي به هم وابسته است و هم يك نظام اجتماعي كه در ان پديد امدن خرده فرهنگ ها و بيگانه گرايي زمينه اي مساعد يافت



ايساك تامس وويتولد زناسكي

-تامس نخستين چهره ي بر جسته و بنيان گذار مكتب شيكاگو بود كه تحقيقات اجتماعي خود را بر مشكلات شهر شيكاگو به وي‍ژه بر موضوع هايي همچون مهاجران،زنان؛گروه هاي اقليت قومي،انحرافات اجتماعي و غيره از پيش از جنگ جهاني اول اغاز كرده بود.تامس يك اصلاح گر اجتماعي بود.

-انچه كه انها به ان اهميت مي دادند اين بود كه برداشت و نگرش افراد را نسبت به موقعيتي كه در ان قرار گرفته اند بشناسيم تا بتوانيم جهتگيريهاي ذهني و رفتاري انها را در جامعه درك كنيم.

-مهمترين مفهومي كه ان دو نفر به ان اهميت مي دادند مفهوم نوميدي و

سازمان زدايي اجتماعي بود.اين دو مفهوم در واقع در پي ارائه تصويري از ذهنيت و روحيه مهاجراني هستند كه تمام پيوند هاي حياتي خود را با 4 چوب هاي اجتماعي روستا ي خود از دست داده اند و دچار سردرگمي و نوميدي شده و مستعد انحرافات اجتماعي و سقوط اخلاقي و گرفتار شدن در فقر و تنگدستي هستند



رابرت ازرا پارك

-معروف ترين چره ي مكتب شيكاگو كه نظريه هاي علمي خود را به خدمت ارمان هاي اصلاحگرانه و اجتماعي اش دراورد.

-نخستين كارهايي كه انجام داد:تحليل مسير هاي حركت مهاجران،انحرافات اجتماعي،بزهكاري جوانان،حاشيه نشين ها،بي خانمان ها،خرده فرهنگ ها و انجمن هاي شهري،اشكال كنترل اجتماعي قدرت هاي محله اي،خانواده هاي سياه،گتوهاي شهري و.... را در شهر شيكاگو مورد پ‍وهش قرار داد و تلاش كرد اين امر را الگويي براي مطالعه ي ساير شهر هاي امريكا قرار دهد.

-پارك بر اين نكته داشت كه شهر هاي ما با فرايند هاي تقسيم فضا به پهنه هاي تفكيك شده روبرو هستند.



رويكرد معماري –تاريخي به شهر

شهر واقعيتي است كه به دليل برخي از ابعادش از حوزه ي علوم اجتماعي و حتي علوم انساني خارج مي گردد به گونه اي كه مي توان ان را صرفا در بعد فضايي اش مورد بررسي تحليل قرار داد.فضايي انسان ساخت و طبعا همراه با تحول جوامع انساني



لوئيس مامفورد

-مورخ و جامعه شناس امريكايي،كه نسبت به شهر ديدگاه تاريخي داشت وان را بيش از هرچيز يك مفهوم تاريخي مي دانست.

-با تكيه بر روند تحول شهرها از شهر هاي قرون وسطايي تا شهر هاي مدرن از مفهوم شهر در قالب يك مجموعه انساني دفاع كرد.و بر عكس ماشينيسم و پيامدهاي ان را در عرصه ي شهرنشيني بسيار زيانبار مي دانست.

-مانفورد معتقد بود كه بايد به سوي تاسيس شهرهاي جديدي رفت كه در ان ها هماهنگي بيشتري با طبيعت وجود داشته باشد و ابعاد انساني و سازگاري زيست بومي بيشتري از انها را مشخص كند



مامفورد در كتاب شهر چيست مي گويد

شهر در معناي كامل ان عبارت است از يك شبكه ي جغرافيايي،يك سازمان اقتصادي،يك فرايند صنعتي،صحنه اي براي كنش اجتماعي و نمادي زيبا شناختي از وحدت جمعي .شهر هنر را سيراب مي كند و شهر خود هنر است.شهر صحنه نمايش را خلق مي كند و خود،صحنه ي نمايش است كه

هدفمند ترين فعاليتهاي انساني در ان تمركز مي يابند.و از خلال ان

شخصيت ها،حوادث،گروههاي متعارض و متعارف،بر دستاوردهاي پر اهميت

مي رسند.



لوكوربوزيه

مهمترين فضيلت معماري مدرن را در سادگي و كاربردي بودن ان دانست،اين سادگي با شاخص هاي كاملا مادي همچون استفاده از سطوح صاف و بدون بار تزئيني،پنجره هاي گسترده و نورگير و ...مي دانست و اين امر را از واحد هاي مسكوني به شهر تعميم داد.

-لوکوربوزيه در منشور اتن رويكردي كاركردي خود را از واحد مسكوني بر شهر انطباق داده و4 كاركرد اصلي حاكم بر سازمان شهري را شامل سكونت،كار،تفريح،و حمل و نقل مي دانست.در نتيجه شهر لوكوربوزيه را بايد شهر انساني دانست كه كاركردها در ان بايد بيش از هر چيز در زيست پذيرتر شدن ان دانست

كاركردي بودن شهر به معناي فاصله گرفتن هر چه بيشتر ان از شكوه دوران باستان و دوره ي باروك نيز بود و اگر سادگي در معماري به باور لوكوربوزيه بهترين پاسخ زيبا شناسانه به نيازهاي انساني اش،در شهر تركيب ان 4 كاركرد مزبور مي تواند چنين پاسخي را عرضه كند.

اگر در شهر هاي مدرن شاهد ناتواني در اين پاسخدهي هستيم دليل ان،فاصله گرفتن از اصول اساسي و ضروري در معماري و شهر سازي مدرن دانست.


جين جيكوبز

-منتقد و معمار امريكايي كه در نقطه اي دقيقا مقابل با مامفورد و لوكوربوزيه قرار داشت.

-در ديدگاه جاكوبز با نوعي ستايش شهر هاي بزرگ و زندگي متنوع و فراواني دروني انها روبرو مي شويم كه به صورتي شگفت انگيز قدرت انتقادي خود را در ارتباط با مشكلات و اشكال بيمار گونه ي اين گونه شهر ها از دست مي دهيم.

-جاكوبز بزرگ ترين حس شهر هاي بزرگ را در ايجاد روابط انساني مي داند كه در عين تنوع خود زياني به زندگي خصوصي افراد نمي زنند.در اين ديدگاه خيابان مكاني ويژه است كه با ايجاد نوعي خط كشي مشخص ميان فضاي خصوصي و عمومي،فضايي گسترده كه كاربري ها ي متنوع و متداخل را در اختيار انسان مي گذارد.

جيكوبز با زير سوال بردن ديدگاههاي هووارد و لوكوربوزيه عليه مجتمع هاي مسكوني چنين مي گويد:شهرسازان باغ شهر با نفرتي كه از خيابان دارند تصور مي كردن كه براي جبران مراقبتي كه در خيابان وجود دارد،ساختن محوطه هاي داخلي در مجموعه هاي مسكوني براي بچه ها كفايت مي كند.

نا روا بودن اين سياست در همه جا و هر جايي كه به اجرا در امده است اين است كه بعد از 6 سالگي ،هيچ كودكي با داشتن اندكي شخصيت با اشتياق و ميل كامل نمي پذيرد كه در محوطه ي داخلي اين چنين كسل كننده باقي بماند. بسياري بر انند هر چه زود تر از ان فرار كنند.

كوين لينچ

هدف اصلي تحقيقات لينچ بر روي شهر هاي امريكا بدست اوردن بهترين شكل از طراحي شهري براي ارماني زيستن شهروندان بود.

-يكي از اساسي ترين و اصلي ترين مفاهيمي كه لينچ مطرح كرده بود مفهوم خوانايي در فضاي شهري بود كه منظور ان رابطه اي بود كه بازيگران اجتماعي ((شهروندان))مي توانستند به صورت بالقوه يا بالفعل با فضاي شهري ازطريق ((قرائت))اين فضا را برقرار كنند.لينچ معتقد بود براي اين كار نيازبه شناخت اهنگ ها و نقاط شاخص داريم

-در سيماي شهر كوين لينچ بر 3 جزء اساسي تاكيد مي شود:2 مفهوم فضايي و 1 مفهوم معنا شناختي

1-هويت 2-ساختار 3-معني

-لينچ 5 عامل اصلي را به عنوان عوامل اصلي شهر خود معرفي مي كند:

1-راه 2-مرز يا لبه 3-محله 4-گره 5-نشانه ها

-لينچ هدف از طراحي شهري را رسيدن به تعادل و توازن ميان عوامل بالا مي داند به صورتي كه شهروند بتواند خود را به بهترين شكل در شهر بازيابد.وبه ان احساس تعلق كند كه ان را مي توان نوعي هويت شهري يا شخصيت شهري دانست.

رشد هوشمند

از زمانی که در مریلند (Maryland) قانون حمایتی در ۱۹۹۷ وضع شد، رشد هوشمند بین برنامه ریزان سراسر کشور به عنوان یک موضوع مطرح شد. مریلند هزینه های مرتبط با رشد ایالتی را به سمت مناطق با رشد فشرده و با طراحی محلی، هدایت می کند.

انجمن برنامه ریزان آمریکا (APA)، رشد هوشمند را اینگونه تعریف می کند : مجموعه ای از برنامه ریزی، نظم دهی و شیوه های توسعه که از طریق فرم ساختمان فشرده، توسعه درون افزا و تعدیل در استاندارد های خیابان و پارکینگ از زمین کاراتر و موثرتر استفاده می کند. برای APA، از جمله اهداف رشد هوشمند، کاهش گسترش شهر به سمت خارج، حفاظت از زمین های حساس و ایجاد محله حقیقی با حس همگرایی است.

رشد هوشمند موقعیت مغازه ها، ادارات، مساکن، مدارس و تسهیلات عمومی مرتبط را به گونه ای ترویج می کند که در فاصله ی پیاده روی از یکدیگر و در یک محله فشرده قرار گیرند. محبوبیت خیلی از ایده های رشد هوشمند، علاقه رسانه ها را نیز به خود جلب کرده است. رشد هوشمند، تعداد زیادی از  ایده های تفکیک حفاظت در مناطق روستایی و توسعه محله سنتی (TND) در مناطق شهری را در خود دارد.

مقایسه رشد هوشمند و پراکنده رویی (Sprawl)

رشد هوشمند


پراکنده رویی
تراکم تراکم بالاتر، فعالیت های خوشه ای


تراکم پایین تر، فعالیت های پراکنده
الگوی رشد توسعه درون زا

( زمین قهوه‌ای : منظور بافت تاریخی)


توسعه مناطق حومه ای

( زمین سبز: منظور مناطق سبز حومه ای)

ترکیب کاربری زمین


کاربری زمین ترکیبی کاربری زمین ترکیبی( تک کاربری، مجزا شده)
مقیاس مقیاس انسانی، ساختمان ها، بلوک ها و خیابان های کوچکتر، جزئیات دقیق ( به این علت که مردم مناظر را از نزدیک و به صورت پیاده تجربه می کنند.)


مقیاس بزرگ، ساختمان ها و بلوک های بزرگ و خیابان های وسیع تر ، جزئیات کمتر ( به این علت که مردم مناظر را در فاصله و به صورت سواره تجربه می کنند.)
خدمات عمومی(مغازه ها، مدارس و پارک ها) محلی، توزیع شده، کوچکتر، با دسترسی پیاده


منطقه ای، یکپارچه، بزرگتر، نیاز به دسترسی با خودرو
حمل و نقل حمل و نقل چند گزینه ای و الگوی کاربری زمین به گونه ای که از پیاده روی، دوچرخه سواری و حمل و نقل عمومی حمایت می کند.


حمل و نقل خودرو محور و الگوی کاربری زمین که به صورت ضعیف از پیاده روی، دوچرخه سواری و حمل و نقل عمومی حمایت می کند.
ارتباط خیابان ها، پیاده روها و مسیرهای با ارتباط قوی که سفر مستقیم به صورت  پیاده و سواره را ممکن می کند.


شبکه خیابانی سلسله مراتبی با گره ها و بن بست های متعدد، پیاده روها و مسیرهای بدون ارتباط و با موانع زیاد برای سفر پیاده
طراحی خیابان خیابان ها به گونه ای طراحی شده که فعالیت های متنوع را در خود جای می دهد. آرام سازی ترافیک


خیابان ها به گونه ای طراحی شده اند که بیشترین حجم و سرعت ترافیک را در خود جای دهند.
فرآیند برنامه ریزی برنامه ریزی شده و هماهنگی بین نهادهای مسئول و ذینفعان


بدون برنامه ریزی، هماهنگی اندک بین نهاد های مسئول و ذینفعان
فضای عمومی تاکید بر قلمروهای عمومی ( مناظر خیابانی، محیط پیاده رو، پارک های عمومی، تسهیلات عمومی)


تاکید بر قلمروهای خصوصی ( خیابان ها، بازارها، کلوپ های خصوصی و محلات دروازه دار: ورود به این گونه محلات برای همه مقدور نیست.)